به نام خدای مهربون

 

مقاله افکار منفی

 

آیا گوشه گیر و منذوی هستی؟

آیا نگران آینده ای و احساس آرامش نداری؟

آیا زود تصمیم میگیری و بعد پشیمون می شوی؟

آیا دائم به خودت گیر میدهی و با کلمات بد به خودت حمله میکنی؟

آیا ترس های زندگی ات زیاده و از زندگی که داری راضی نیستی؟

آیا همیشه دنبال راهی هستی تا احساساتت را موقتا خوب کند؟

(مثل: سکس، الکل، دخانیات، پرخوری، خواب بیش ازحد و تنبلی)

اگر جواب شما به این سوالات مثب است بدانید که افکار منفی شما را محاصره کرده است و روز به روز عرصه را به شما تنگ تر می کند.

حمید جسمش در حال کار کردن بود ولی روح و فکرش در جای دیگری مشغول بود. در شرکتی کار می کرد که با نیروهایش  قرار دادهای 6 ماهه می بستند و بعد دوباره تمدید می کردند. زمانی که به اتمام قرار داد نزدیک می شد، ترس تمام وجودش را می گرفت. با خود می گفت: اگر با من قرار داد جدید نبندند چکار کنم؟ چطور مخارج زندگی ام را تامین کنم؟ اگه دخترم مریض شد چی، هزینه درمان را چکار کنم؟ اگه یخچالم بسوزه با کدام پول درستش کنم؟ اگه برای همیشه بیکار بمونم چی؟ و خیلی افکار منفی دیگه که هنوز اتقاق نیفتاده .

اگر دقت کرده باشید این سوالهایی منفی زمانی اتفاق افتاد که حمید بعد از فکر کردن به این موضوع که اگه با من قرار داد جدید  نبندند چکار کنم؟ برایش پیش آمد. یعنی اینکه یک فکر منفی می تواند شروع کننده افکار منفی باشد که دست آخر تبدیل به حال بد و افسردگی شود.

طبق تحقیقاتی که دانشمندان و محققان آمریکایی اعلام کرده اند تاثیر افکار منفی، نه تنها روی روحیه انسان است، بلکه باعث بسیاری از بیماری های جسمی هم می شود. در این تحقیقات فعالیت مغز را مورد بررسی قرار داده و متوجه شده اند که سیستم ایمنی بدن به صورت چشم گیری ضعیف شده و طول عمر را هم کاهش می دهد.

تا حالا به این موضوع دقت کردید که اگر اشتباهی را مرتکب شوید خود را با افکار منفی گلوله باران می کنید.

(مثل: من آدم خوبی نیستم. چقدر ساده لوح هستم. تقصیر من بود. هیچ کاری را درست انجام نمی دهم و.... )

 طرز فکر این افراد این گونه است که یا همه چیز را سیاه می بینند یا سفید. یعنی اگر دست به کاری بزنند و نتوانند آن را درست انجام بدهند با خودشان اینطور فکر می کنند که من هیچ وقت نمی توانم کاری را درست انجام بدم و دیگه تلاش نمی کنند. مثلا فردی برای درخواست کردن کاری با دوستش تماس می گیرد و او جواب تلفن را نمی دهد، اولین فکری که می کند این است که میدونست که من کارش دارم و از روی قصد جواب نداد! هدفش بی احترامی به من بود! و...

روزی در مطب دکتری نشسته بودم. که او تاخیر داشت . به خودم گفتم الان که اومد حالیش می کنم، حق نداره وقتی که من هزینه ویزیت رو دادم اینقدر بی نظم در محل کارش حاضر بشه. چرا کاری نمی کنند که این آدم های از خود راضی به مردم بی احترامی نکنند و غیره.

حاصل این تفکرات فقط عصبانیت و حال خرابی برای من بود. دیر آمدن دکتر می توانست هزاران دلیل موجه داشته باشد که من به هیچ یک از آنها فکر نکردم.

خیلی وقتها هم فکر می کنیم که، دلیل بیمار شدن اطرافیانمان یا خوشبخت نشدن نزدیکانمان ما هستیم.

این تفکرات منفی از تربیت اشتباه والدین و جامعه و همچنین تجربه های تلخی که داشته ایم در ما بوجود آمده که بیشتر آنها هم از روی نا آگاهی بوده.

شاید متوجه نباشند که اخبار منفی که می بینیم و صحبت های منفی که می شنویم چقدر می تواند به ما ضرر بزند. آنها به ضمیر ناخودآگاه ما می روند و در تفکر و رفتار ما تاثیر منفی می گذارد .

این که ما واقع بین باشیم خوبه ولی اگر کنترلی بر احساسات نداشته باشیم مخرب است. این افکار در تصمیم گیری های ما نیز نقش مهمی دارند. چون تولید ترس و اظطراب می کنند.

قدم اولی که باید برداریم این است که ورودی های ذهن خود را کنترل کنیم. مثل: اخبار منفی ، دوست هایی که دائم در حال غر زدن و شکایت هستند ، دیدن صحنه های خشن و دل خراش .

دومین و مهمترین راه کار این است که بپذیرید که افکار منفی هم برای من است هم برای شما و این مهمه که ما چطور با آنها برخورد می کنیم. اگر شروع به مبارزه با آنها کنیم 100% شکست می خوریم. چون زمانی که می خواهیم به آنها فکر نکنیم بیشتر شده و ما را آزار می دهد.

اتفاقی که با پذیرفتن این افکار می افتد این است: مثل ابری که در حال عبور است یک لحظه سایه ای بر ما می افکند و خیلی زود هم راهش را می گیرد و می رود.

 سومین راه این است که اگر فکر منفی دارید، جوابش را برعکس آن بدهید.

مثال: ذهنتان می گوید که اگر با من قرار داد نبندند و من بیکار بشوم چی می شه؟ اینجا شما در جواب می گویید که اگربا من قرار داد ببندند چی می شه؟ اگر بیکار نشدم چی می شه؟

 با این کار به ذهنتان ثابت میکنید که این فکر منفی است و شما هم نسبت به آن آگاه شده اید و تلاشش برای بر هم ریختن آرامش تان بی فایده است.

نکته: چگونه متوجه بشویم که فکر ما منفی یا مثبت است؟ زمان که بعد از فکر کردن احساس شما خوب شد آن فکر مثبت و بر عکس آن زمانی که احساستان بد شد آن فکر منفی است.

چهارمین راه سپاسگزاری از داشته هایتان است که به شما کمک می کند در زندگی دید تان مثبت شود . با شاکر بودن نعمت های خداوند و داشته هایی که دارید، باعث می شود که شما آن داشته ها را حفظ کنید و دریچه های نعمت را به سمت خود باز کنید.

دیدتان نیز به زندگی تغییر کرده و نیمه پر لیوان را می بینید.  

پنجمین راهکار فراهم آوردن موقعیت هایی است که در آن احساس شادی و آرامش می کنید. مثل: گوش کردن موسیقی، تماس با دوستی با ارزش، رفتن به طبیعت و مسافرت

یک نتیجه گیری کلی داشته باشیم که افکارمنفی برای همه آدم ها  است و زمانی که به سراغ ما می آید باید به آن شاخ و برگ ندهیم. خود را مشغول کاری دیگر کنیم تا از ذهنمان خارج شود.

هدف از ایجاد این مقاله آشنایی شما با چگونکی بوجود آمدن افکار منفی و راهکارهای مقابله با آن می باشد.

امیدوارم که توانسته باشم کمکی در این زمینه به شما مخاطب عزیز کرده باشم.

این مقاله کاملا رایگان بوده و هدف از انتشار آن کمک کردن به مردم مهربان ایران عزیزمان است . پس لطفا در انتشار این مقاله به دوستان و آشنایان در این امر خیر شریک شوید .

 برای ریشه کن کردن این مشکل می توانید به من اعتماد کرده و مشاوره رایگان بگیرید.

نویسنده : رضا دهقان

راهای ارتباط با ما : 09166645523            

@Reza-dehghan-mosbatاینستگرام :

www.mosbatandish.com

شاد باشید

 

 

 

 

  • نظرات شرکت کنندگان در این درس
  • ارسال دیدگاه

شما برای اینکه بتوانید پیغامی ارسال کنید میبایست حساب کاربری خود شوید

و درصورتی که هنوز عضو نیستید میتوانید کنید.